زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

علي رحم شايان - چهارمحال و بختياري در پرونده حيات خود زلال‏ترين اشك را بپاي علم مصيبت حسين(ع) ريخته است و خالص‌ترين نذر و نياز را فداي حريم اهل بيت عليهم‏السّلام كرده است و سوابق طولاني در امر تعزيه دارد.
روزگاري تعزيه‏خوانهايش فراتر از خاك استان خود صحنه‏داري ميكردند، شيراز و اصفهان اين دو مهد هنر با صدا و قامت رساي مردمي از همين ديار، خروش يا حسين و چكاچك شمشير و شيهه اسب و نواي طبل و شيپور داشت، همچنين تهران.
مرحوم سيّد عبدالباقي دهكردي (سيد عبدالباقي دهكردي فرزند مرحوم سيد جعفر كه با 39 پشت نسب او به حضرت زين‏العابدين(ع) مي رسد.) معروف به حاج صولت‏الّسادات عموزاده حضرت آيت‏اله حاج سيد ابوالقاسم دهكردي يكي از پيشكسوتان تعزيه چهارمحال و بختياري كه سمت معين‏البكائي داشته يك گروه تعزيه‏خوان مجرّب و هنرمندي را تربيت كرده و علاوه بر اينكه در محل ايفاي نقش‏هاي تعزيه مي كردند، در شيراز و اصفهان و تهران نيز مبادرت به برپائي تعزيه مي كردند.
او همه ساله از طرف مسعودميرزا ظلّ‏السلطان حاكم اصفهان دعوت مي شد و در ميدان نقش جهان و ديگر تكايا تعزيه بر پا مي‌كرد و خود نيز علاوه بر انجام وظايف سمت معين‏البكائي به شكرانه تناسب اندام و قامت رشيد و آواز شيوائي كه خداوند متعال به او عطا فرموده، ايفاء نقش شخصيت‏هاي ممتاز و معروف وقايع كربلا از قبيل حضرت ابوالفضل‏العباس(ع) و حضرت مسلم ابن عقيل(ع) و حرّ بن يزيد رياحي را عهده‏دار مي شد و بخوبي از عهده آن بر مي آمد، تعزيه‏خوانان وي از افراد برجسته و حرفه‏اي انتخاب شده بودند.
در چهارمحال و بختياري اين هنر مذهبي سمعي و بصري در ادوار گذشته و حال طرفداران بيشماري داشته و همه ساله به ويژه در ماه‏هاي محرم و صفر در اغلب شهرها و روستاها به اجرا در مي‏آيد.
اينك شرح مختصري از چگونگي اجراي تعزيه:
1- آهنگ:
تعزيه با آهنگ منظوم اجرا مي‏شود، شخصيتهاي مثبت در تعزيه آوازهاي خود را خود به تن‏هائي مي‏خوانند ولي شخصيتهاي منفي فقط اجازه دارند كه اشعار را دكلمه كنند و به رجزخواني بپردازند، بنابراين اشعار تعزيه به گونه‏اي خاص خوانده مي‏شود، پس مجريان آن بايستي از صدا و قابليت اجراي نمايش برخوردار باشند.
2- تماشاگر:
بينندگان داستان‏ها را از پيش عميقاً مي‏شناسند و از وقايع آنها آگاهي دارند، بدليل برجستگي، گيرائي و غمناكي بيشتر استفاده كرده و به كرات از آن سود جسته‏اند. به همين خاطر اغلب ترجيح داده مي‏شود كه حضّار از وقايع داستان آگاهي داشته باشند، البته بازگوئي صريح داستان به صورت پيش واقعه هميشه ضرورت ندارد و برخي از مجالس، مستلزم آگاهي بيننده از چند و چون داستان است.
3- لباس:
لباسها به ويژه رنگ آنها بصورت قراردادي تعيين و مشخص گرديده تا بيننده به محض به روي صحنه آمدن شخصيت وي را بجا بياورد، در تعزيه شخصيتهاي مثبت و خوب جامه‏هاي به رنگ سبز، مشكي و قبل از شهادت سفيد به تن مي‏كنند، در حاليكه شخصيت‏هاي منفي و پليد لباس قرمز مي‏پوشند. رنگ قرمز به دليل تضاد در ميان ديگر رنگها فوراً تشخيص داده مي‏شود.
در تعزيه گاهي شاهد مواردي هستيم كه فردي با شخصيت خود در كشمكش است و در سر دوراهي قرار دارد مانند حر رياحي كه لباس زرد مي‏پوشد.
4- ابزار:
اسباب و اثاث تعزيه بسيار مختصر است، ولي لباسها از اسباب سمبوليك هستند، تجهيزات صحنه در برگيرنده اثاث واقعي و نيز نمادين است، شمشيرها، سپرها، زره‏ها، ضمناً اسب‏ها و شترها واقعي‏اند، از سوي ديگر تجسم مكاني مثل رود پرخروش فرات در يك ظرف پر آب و يا گودال كه در اطراف آن چند نخل مصنوعي غرس شده به عهده بيننده است، جبرئيل، فرشته با چتري در دست و داشتن بال مي‏تواند نمادي از فردي از بهشت باشد و اماكني چون آرامگاه، مسجد، حرم يا خيمه چادر نشينان روي صحنه با تعريف ساده و توافق قراردادي، تجسّم مي‏شوند، نمادي به سادگي قابل تشخيص‏اند.
5- سكو:
در صحنه تعزيه سكو در ميانه يك محوطه قرار دارد و داراي قابليت‏هاي متعدد است، يكي اينكه به بروز توانائيها و مهارت بازيگر كمك مي‏كند ديگر اينكه رابطه نزديك بين بازيگر و بيننده را ايجاد مي‌كند.
تعزيه را مي‏توان همه‏جا اجرا كرد ولي ممكن است ساختمان و محل خاصي بنام تكيه به نمايش تعزيه اختصاص داده شود، برخي از تكايا عمارات بزرگي هستند كه هزاران نفر را در خود جاي مي‏دهند، خصوصيت سكو و معماري نواحي آن رابطه نزديكي بين حضّار و ماجرا برقرار مي‏سازند و امكان نزديكي و تماس بازيگر و بيننده را فراهم مي‏آورند كه بمفهوم كلي مشاهده كنندگان و مكان نمايش مكمل يكديگرند.
6- موسيقي:
موسيقي تعزيه وظايف نمايشي گوناگوني دارد. ميان پرده‏ها را مشخص مي‌كند، صحنه را از هم متمايز مي‏كند، ورود و خروج بازيگر را از صحنه اطلاع مي‏دهد، حاضرين را از وقايع خاص و جزئيات آن آگاه مي‏سازد، شخصيت‏ها را به آنان مي‏شناساند، حركت بازيگران را به ويژه در صحنه‏هاي نبرد گوياتر مي‏سازد و ريتم و ضرب ماجرا را شدت مي‏بخشد.
7- معين‏البكاء:
كارگردان، مدير صحنه، رهبر تعزيه (ميرزا - استاد يا تعزيه‏گردان) و دستيارانشان (ناظم‏البكاء) همگي در معرض ديد قرار دارند و نه تنها اسباب و اثاث روي صحنه را بدست بازيگران ايفاء نقش مي‏دهند بلكه صحنه را در حين اجراي يك مجلس براي مجلس بعدي آماده مي‏كنند، آنان بازيگر را به محل مناسب روي صحنه راهنمائي مي‏كنند، و ترتيب ورود و خروج آنان را مي‏دهند، گاهي نيز در آوازخواني با گروه همسرايان شركت مي‏كنند، (ناگفته نماند كه تعزيه‏خوانان حرفه‏اي كمتر به كمك و راهنمائي معين‏البكاء و سايرين نيازمندند و خود به طور اتوماتيك نقش خود را بدون تذكر معين‏البكاء يا فهرست گردان ايفا مي‏نمايند).
8- نسخ تعزيه:
اغلب نويسندگان متون تعزيه ناشناسند و يا از روي متون ديگري كه توسط شعرا و مؤلفين جمع‏آوري و تأليف شده برگرفته شده‏اند. از شعراي نسخه‏نويس كه مورد شناسائي قرار گرفته‏اند مي‏توان: شعاع، مداح، انجم، ميرعزا، ميرغم كاشاني، بيضاي اردبيلي، نجم‏الشعرا، ملك‏الشعرا، تاج‏الشعراء ساماني(عمان)، نيسان ساماني، دهقان ساماني (سيف‏الشعرا)، ميرزا حبيب دستان بني، ميرصفي‏اله واناني (سيّد ذاكر)، ملا هيبت‏اله بابائي (غواص) ، استاد محمدحسن لله‏گاني (مجرم). (7 نفر اخير اهل چهارمحال و بختياري بوده و نسخ آنها زمينه چهارمحال است) را نام برد و ديگر سينه سوختگاني در قلمرو عشق الهي نيز بوده‏اند كه ناشناخته مانده‏اند.
در نسخه‏هاي تعزيه رنگ و بوي ايراني در تحرير آنها كاملاً مشهود و آشكار است، بازيگران با وجود اينكه نقشهاي خود را غالباً حفظ هستند، مع‏الوصف نسخه را بدست مي‏گيرند و يا در پر شالشان جاي مي‏دهند بهرحال هنگام مكالمه نسخه را در دست مي‏گيرند. اين كار صرفاً به خاطر بياد آوردن جملات در صورت فراموشي بازيگر نيست بلكه در واقع قراردادي براي نمايش اين نكته است كه بازيگر فقط در حال ايفاي نقش است، احتمالاً اين عمل از طرز فكر و نگرش اسلامي است كه هر گونه تشبيه محض به اولياء را ممنوع مي‏كند.
شناخت اوراق زر مانند نسخ تعزيه و گردآوري و غور و تفحص در برگ برگ اين متون در اماتيك موجب ذكر شيوه‏هاي نمايشي و جلوه‏هاي نيايشي و آذين‏هاي صحنه‏اي و قراردادهاي اجرائي خواهد شد، از باب يادآوري بايد گفت كه تكرار اجراي چند مجلس شناخته شده شبيه‏خواني، ما را از شناخت بيش از سيصد مجلس ديگر غافل مي‏نمايد و برخي از شبيه‏خوانان خود اذعان دارند كه بسياري از نسخ شبيه‏خواني را نخوانده‏اند و شناختي از قلمرو و مجالس متعدد تعزيه ندارند، پس ضروري است تا نسخه‏ها در حرمخانه موريانه‏هاي تيز دندان صندوقچه‏هاي تعزيه نامه تباه نگشته است، شناسائي و گردآوري و سپس تحليل و تبيين مضامين آنها را عهده‏دار شويم. خوشبختانه در سالهاي اخير زعماي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان چهارمحال و بختياري توجه خاصي به امر تعزيه و برپائي آن مبذول داشته و با تشكيل كانون تعزيه تا كنون 9 سوگواره استاني و نخستين سوگواره فاطميه و همايشي جهت يكي از پيشكسوتان تعزيه استان انجام شده، در هفته دفاع مقدس سال‏هاي گذشته نيز دو مجلس حماسي تعزيه برگزار كرده است.
به پيشنهاد اين حقير (نگارنده) و موافقت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان چهارمحال و بختياري اصلاح و بازنويسي نسخ تعزيه توسط هيأتي بنام هيأت تصحيح نسخ تشكيل و كار تصحيح و حذف تحريفات از نسخ آغاز و تاكنون تعداد انگشت‏شماري از نسخ زمينه چهارمحال و بختياري تصحيح و قرار است تعزيه‏خوانهاي استان كه تعداد آنها در حال حاضر 111 گروه هستند، همه از يك زمينه استفاده نمايند.
سير تاريخي ماتم‏داري:
يكي از سنت‏هاي نيك كه در واقع از شعائر اسلامي است سوگواري براي خاندان عصمت و طهارت(ع)، خصوصاً سالار شهيدان حضرت اباعبداللّه الحسين(ع) و ياران با وفايش است، مردم به كمك مجالس عزاداري مي‏توانند با اين خاندان ارتباط برقرار كنند و از آن فروغهاي فروزان بهره‏مند شوند، بنابراين يكي از مهمترين بركاتي كه جامعه از آن برخوردار است اين مجالس با عظمت است كه قادر است دلها را به حق و حقيقت و ايمان و باورهاي ديني متصل كند. ابهت و هيبت اين مراسم با شكوه در طول تاريخ به حدّي بوده كه ستمگران و جبّاران با زبان و عمل وحشت خود را نسبت به آن بروز داده‏اند، در حالي كه ستارگان آسمان ولايت و امامت در برپايي چنين مجالسي تأكيد وافري داشته‏اند و احاديث و روايات متعددي در اين باره از قول آن وجودهاي مبارك نقل شده است.
چون ماه محرّم فرا مي‏رسيد، حزن و اندوه و گريه امام صادق(ع) در مصيبت جدش حسين(ع) زياد مي‏شد و مردم از اطراف، خدمت آن حضرت جمع شده و با ايشان به ياد مصائب كربلا نوحه‏سرايي و عزاداري مي‏نمودند.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرموده‏اند: «تمام چشم‏ها روز قيامت گريان و باز و بيدار است جز چشم كسي كه خداوند او را مخصوص برحمت خود گردانيده و بر حسين و آل محمّد(ص) گريان بوده است.»
عزاداري از زمان آل بويه تا كنون:
اولين مراسم عزاداري علني و همگاني توأم با تعطيل كردن دكان‌ها و بستن بازارها و رها كردن ديگر فعاليت‏ها در روز عاشوراي سالار شهيدان از زمان احمد معزالدّوله ديلمي در نيمه قرن چهارم هجري متداول شد. (دهم محرم سال 352 ه ق)
بعدها ملا حسين كاشفي در وايل قرن دهم هجري (سال 908) كتاب مقتل گونه «روضةالشهدا» را نوشت كه عده‏اي بر سر منبر رفته اين كتاب را براي مستمعين مي‏خواندند تا با شنيدن مضامين آن متأثر شده نوحه‏سرايي‏كنند.
در عصر صفويه كه تشيع مذهب رسمي ايران اعلام گرديد، عزاداري شكل جديدتري به خود گرفت و شعرا به جاي مداحي براي افراد، در خصوص كربلا و عاشورا شعر سرودند، در اين عصر براي افزايش هيجان مردم و پيوستن آنان به صفوف عزاداران، نواختن طبل و كوبيدن سنج رايج شد و ادوات جنگي كه در ميدان رزم كاربرد داشت به اين گونه مجالس راه يافت، شيپورزني، علم گرداني و حركت دادن كتل نيز مورد استفاده سوگواران قرار گرفت، گردانيدن مركب بدون راكب در ميادين عمومي و معابر در هنگامه عزاداري از سنتهاي اين عصر محسوب مي‏شود. در اين دوران تعزيه مراحل مقدماتي خود را مي‏گذرانده و هنوز شبيه‏خواني به مثابه هنري مستقل مطرح نبوده است.
در عصر زنديه، كريم خان زند به شبيه‏خواني توجه كرد و آن را رواج داد و در آغاز دوره قاجار مجالس تعزيه گسترش يافت و در عصر ناصري به اوج خود رسيد، در اواخر دوره قاجاريه علما بدليل راه يافتن مضامين وهن‏انگيز به نسخ تعزيه و فاصله گرفتن اين نمايشها با عزاداري، اين صحنه‏ها را مورد استفاده قرار دادند و برخي مشاهده آن را تحريم كردند.
اغلب نسخ تعزيه در دوران ناصري از سوي ميرسيد مصطفي كاشاني ملقب به «ميرعزا» تهيه مي‏شد و در اختيار دستجات تعزيه‏خواني به تناسب اجراي نقش قرار مي‏گرفت، تعزيه‏هاي: كاشان، نطنز، زواره از نسخ زمينه ميرعزا هستند.
به دستور اميركبير يكي از شعرا به نام «ميرزا شهاب‏الدين اصفهاني ملك‏الشعرا» مراثي و اشعار مذهبي شيوا با مضامين عالي و آموزنده‏اي سرود و اشعار نارسا و سبك را از مراثي سيدالشهدا حذف نمود و همچنين امير به همان ملك‏الشعراي عصر خود سفارش نمود كه دوازده مجلس تعزيه بنگارد و اين اولين اصلاحي در مورد تعزيه بود كه در اواسط قرن سيزدهم انجام پذيرفت.
در عهد محمدشاه قاجار ميرماتم برادر ميرعزا و پسرش آقاكاظم ميرغم شغل نسخه‏نويسي را ادامه دادند. ميرعزا در سرودن اشعار از آثار شعرايي چون حافظ و سعدي و فردوسي بهره گرفت و بيشتر از همه از سروده‏هاي قاآني شيرازي تقليد كرد، مانند:
بارد چه؟ خون! ديده، چسان؟ روز و شب‏
از غم، كدام غم، غم سلطان كربلا
ميرماتم گاه گاه تخلص خود را در اشعار تعزيه آورده است‏
شايد كه ره نجات باشد به دو چيز
لطف تو و اشك «ميرماتم» شاها
ميرزا محمدتقي كه در دستگاه فتحعلي شاه نفوذ داشته چندين مجلس نگارش كرده است محمدعلي متخلص به «رجا» و ملقب به «نجم الشعرا» اهل كوهپايه اصفهان روستاي زفره (1281 - 1361 ه' ق) نيز يكي از نسخه‏نويس‏ها بوده است:
اي «رجا» در اين مصيبت خون ببار
ياورت باشد رسول تاج‏دار
از نسخه نويس‏هاي ديگر: اسماعيل هنر فرزند يغماي جندقي، محمدعلي مستوفي محمدآبادي جرقويه‏اي، حاج ميرزا امين خليفه سلطاني متخلص به «طاير» و مشهور به حاج‏آقا، ملاحسين رضواني بنگ‏آبادي جرقويه‏اي (ميرعزا)، كربلايي عمو محمد تاجر گرگاني، قضايي مينابي بندرعباسي، سيدمحمد بن زين‏العابدين رضوي را مي توان نام برد. همچنين ملاآقا باباي كازروني معروف به ملابابا بيضاي اردبيلي، شعاع، مداح، تاج‏الشعرا.
برخي از تعزيه‏نويسان از تاريخ ناب اسلام و حوادث صدر اسلام بي‏بهره بوده و بنيه علمي ضعيفي داشته‏اند و حتي به اسلوب و قالبهاي شعري هم در حد مطلوب واقف نبوده‏اند. اين نقيصه در مجالس تعزيه‏اي كه از آنان سروده شده ملموس و مشهود بوده و آثار آنها را آسيب‏پذير كرده است و متأسفانه اين مجالس تعزيه هنوز هم در گوشه و كنار كشور اجرا مي‏شود.
در استان چهارمحال و بختياري نيز نسخه‏نويسهاي متعددي وجود داشته كه متأسفانه به علت ذكر ننمودن تخلص خود عده‏اي ناشناخته مانده و تعداد انگشت شماري مورد شناسايي قرار گرفته كه گاهي در اشعار تخلص خود را ذكر كرده‌اند، مانند دهقان ساماني (سيف الشعرا: 1265 ه. ق - 1326 ه. ق):
آمده سيف‏الشعرا در خروش‏
نالد و گويد كه حسين كشته شد
و نيسان ساماني (1275ه. ق - 1350 ه. ق):
«نيسان» ز بعد قتل من نوحه‏سرا گردد
از طبع غرا در سخن معجز نما گردد
و ملا هيبت‏اله بابائي دزكي (غواص: 1269ش - 1329ش):
هست غواص غرق گناهان‏
روسياه همه روسياهان‏
استاد محمدحسن لله‏گاني (مجرم: 1302 ش- 1369 ش):
ديگر تو مجرم مزن ز مرگ اكبر رقم‏
بنه تو خامه ز كف شكن تو سر از قلم‏
و سيد صفي‏اللّه واناني (سيّد ذاكر: - 1265 ش)
سيّد ذاكرت بود مادح‏
درد دارد دوا چه نام علي‏
كه خود نيز تعزيه‏خوان بوده‏اند و اشعار نغز و شيوايي در مجالس تعزيه و نوحه‏هاي سينه‏زني و زنجير زني از خود بجاي گذاشته‏اند.

DESIGN BY SOORI
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای مدیران این سایت محفوظ می باشد