زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

غذا و برنامه های غذایی همیشه نقش مهمی را در مذهب داشته اند. در این میان شاید اسلام سخت ترین و محدود ترین قوانین را در این زمینه داشته باشد. در عمل، این قوانین را با اقتباس های محلی دوباره تفسیر کرده اند، مخصوصاً در ترکیه، که یافتن مسلمانان سرسخت کمی مشکل تر است. در آناتولی، محلی که فرقه های صوفی بسیاری ظهور کردند، غذا دارای بعدی معنوی و بالاتر از واجبات خشک مذهبی بود که در شعر، موسیقی و اعمال مختص به این منطقه به چشم میخورد. در ماه رمضان که ماه روزه داری مسلمانان است، به مردم نیازمند غذا و خیر یه داده می شود.

روزه داری برای خالص کردن جسم و جان و در عین حال ، تکر یم نعمت هایی است که بعنوان ماد غذائی اولیه از طبیعت گرفته شده و سپس توسط آشپزی ماهر پخته میشود. این آشپزها در طول روز غذایی که برای افطار هنگام غروب باید خورده شود را آماده می کنند. مرسوم است که روزه را با لقمه ای از غذای بهشتی مثل زیتون یا خرما و یا تکه های کوچک انواع پنیر، قطعات سوسیس و مربا بازمی کنند. به دنبال آن نماز مغرب را به جا می آورند و سپس غذای اصلی را می خورند. در قدیم مردم بقیه ساعات شب را صرف بازی و گفتگو یا رفتن به شهر برای شرکت در مراکز موسیقی یا نمایش می کردند تا اینکه زمان خوردن دوباره، پیش از صدای توپ یا طبل که نشانه شروع زمان روزه روز بعد بود فرا برسد. مردم تا ظهر استراحت می کردند تا مغازه ها و ادارات باز می شد و پختن غذا باز هم آغاز می گردید.

تعطیلات مذهبی دیگر ’ عید قربان‘ است که بزرگداشت آمادگی حضرت ابراهیم برای قربانی کردن پسرش اسماعیل در راه خدا می باشد. اما خداوند در عوض آن میشی را برای او می فرستد و زندگی پسرش را به او می بخشد.در این روز مقداری از گوشت حیوان قصابی شده را برای همسایه ها و افراد نیازمند می فرستند. گوسفند به عنوان مخلوق خداوند که زندگی خود را برای هدف والاتری می بخشد دارای احترام خاصی است. رنگ حنایی روی گوسفند و دستورالعمل سختگیرانه ذبح آن روشی نمادین برای نشان دادن این احترام است. مراسم دیگری که در بزرگداشت پیامبران برگزار می شود نیز شامل اهدا غذا می شود.

در ترکیه شش شب مقدسی را که نشانه وقایع زندگی حضرت محمد است، با پختن کلوچه ها، نان ها و لقمه های مخصوص جشن می گیرند. ماه محرم در زمانی اتفاق افتاد که سیلاب ها فروکش کرد و حضرت نوح و خاندانش پا بر زمین نهادند. عقیده بر آن است که آنها با باقیمانده ذخایر خود غذایی پختند. این واقعه را با پختن ’ آشوره‘ یا پودینگ نوح جشن می گیرند که از دانه های گندم، بقولات خشک شده، برنج، کشمش، گردو ، انجیر خشک، خرما و آجیل درست می شود. هم چنین می توانید این پودینگ بسیار مغذی را در مغازه های محلبی فروشی نیز امتحان کنید. "ضیافت زکر یا " را وقتی نذر کسی برآورده می شود برپا می کنند. این میهمانی شامل چهل و یک نوع میوه خشک شده و آجیل است که با آن از میهمانان پذیرایی می کنند. دعا خوانده می شود و همه هر چهل و یک نوع خوراکی را می چشند. سپس میهمان می تواند شمعی روشن کند و نذر نماید. اگر این نذر برآورده شود، فرد باید همین ضیافت را برای دیگران برپا نماید.

علاوه بر این اعمال، نمونه هائی از سنن مذهبی که در استعاره های غذایی رخنه نموده را می توان در صوفی گری بطور اعم و در شعرهای مولانا بطور اخص در ابیات شعرها و موسیقی ترکی پیدا کرد. در حقیقت درک معنای کامل این سنت معنوی بدون اشاره به غذا ، آشپزی و اشامیدن غیر ممکن می نماید. مولانا که در قرن سیزدهم بعد از میلاد در قونیه زندگی می کرد، نماینده ای از طرز تفکر صوفی گری است که پیرو راه عشق منتج به سوی حقیقت الهی است. چنانچه پیش تر اشاره شد، انجمن ها و ینی چری ها نیز از فرقه صوفی ها پیروی می کردند. فلسفه های زیادی درمورد غذا در داستان سرآشپز فرانسوی ملکه ائوجین گفته شده است که این شخص برای یادگرفتن طبخ بادمجان به آشپزخانه قصر سلطان فرستاده می شود. به زودی او از انجام این کار غیر ممکن سربازمی زند. وی می گوید وقتی که کتاب و ترازویش را برای آشپزی به آنجا برد، سرآشپز ترک همه آنها را از پنجره بیرون انداخت، و گفت " سرآشپز امپراتوری باید یاد بگیرد با احساسات، چشمان و بینی خویش آشپزی کند" ، به عبارتی با عشق! در صوفی گری زهد به جای لذت و شکم پرستی از جایگاه ویژهای برخوردار است. در عین حال غذا در صوفی گری از جایگاه مهمی نیز برخوردار است.

پیروان فرقه با ساده ترین وظا ئف اولین بار کار خود را در خانه درویشان که همیشه شامل آشپزخانه هایی بزرگ بود شروع می کردند. بعد از هزار و یک روز خدمت، فرد تازه کار، کاملاً با تجربه می شد و عضو دائم پیمان برادری می گردید. به عبارت دیگر، پخته شدن فرد اشاره به بلوغ معنوی دارد. هر کسی ممکن است این سئوال را از خود بپرسد که سنت ترکیه در پختن غذا چه ربطی به این انجمن دارد. داستان نخود در مثنوی مولانا نمونه بسیار خوبی برای این عقیده است. هنگامی که نخود سفتی در آب جوش پخته میشد، به زنی که در حال آشپزی بود شکایت می کنند. زن توضیح می دهد که این امری واجب است تا انسان بتواند آن را بخورد و بخشی از زندگی خود تبدیل کند.چرا که در این حال است که به جایگاه والاتری میرسد. افسانه نخود توضیح دهنده رنج های روح است قبل از رسیدن به عشق الهی.

دهقانی که برای اولین بار حلوا می خورد، نماد کشف عشق الهی توسط درویش است. هم چنین تصویری ازالله که حلوا را برای درویش های واقعی آماده می کند وجود دارد. در این بیت خاص، دنیا به تابه ای بزرگ تشبیه شده است که ستارگان آشپز ان آن هستند! در بیت دیگر، معشوق به گوارایی نمک و یا یاری که لعل شیرین دارد تشبیه شده است. شراب نیز نشانه روح انسان است که مشابه مراحل سختی است که انگور ترش تحمل می کند. بنابراین معنی معنوی بسیاری برای شراب وجود دارد و نام ’ میکده‘ نیز نشانه آسایشگاه صوفیان است و ’ مستی‘ نیز استعاره از تجربه کردن عشق الهی است. این عقاید مرموز هم چنان در ترکیه امروز زنده است که در آن ازغذا و نوشیدنی به همراه بازگو کردن اشعار رمز آلود و گفتگوهای موقر لذت می برند. اغلب این محافل فرصتی را برای مردم ایجاد می کند تا از مادیات دور شده و به سوی عرفان و وعده زندگی اخروی بهتر پیش روند.

DESIGN BY SOORI
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای مدیران این سایت محفوظ می باشد