زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

در آیین ایران باستان باید در سر خوان خاموش بود و در هنگام غذا خوردن سخن گفتن شایسته نیست. در گذشته نیز مانند امروز در سر غذای روزانه چندان درنگ نمی كردند و اگر سخنی به میان می آمد نمی بایستی دهان پر باشد و بناچار در سخن گفتن چیزی از دهان بیرون افتد. دیگر اینكه در آیین ایرانیان باستان بایستی پیش از غذا و پس از آن هر یك با آبی جداگانه دست خود را بشویند نه اینكه همه در یك تشت یا لگن دست خود پاك كنند آنچنان كه در هنگام خورش در یك كاسه دست فرو نمی بردند و چند تن از یك جام نمی نوشیدند.

اینها آدابی بود كه در میان همه ایرانیان كه زرتشتی بودند رواج داشت ولی نزد برخی دیگر كه به این آئین باستانی رشك میبردند نكوهیده بشمار رفته و نوشته اند كه باید بر خلاف آنها رفتار كرد تا كاری همانند زرتشتیان انجام نداده باشند!ایرانیان مانند همه مردم سرزمینهای دیگر جهان با انگشت خود غذا می خوردند (رسم با چنگال غذا خوردن از قرن یازدهم میلادی بكار گرفته شد).از دیگر آداب ایرانیان در هنگام غذا خوردن برسم گرفتن و باژ گرفتن بود و همچنین پس از غذا به عنوان سپاسگزاری سخنانی می گفتند. یك قطعه كوچك پهلوی كه سور سخن نامیده می شود از روزگار ساسانیان به ما رسیده است.
ایرانیان پیش و پس از خوردن دستهای خود را در ظرفهای جداگانه می شستند. پیش از خوردن از خداوند سپاسگزاری می نمودند.در هنگام خوردن گفتگو نمی كردند.با آرامش بر سر سفره می نشستند و در حال راه رفتن غذا نمی خوردند.
اما خاموشی ایرانیان در سر خوان موضوع اصلی این گفتار است. در نوشتاری كه از گذشتگان نقل شده باز گفته می شود:

۱. باژ گرفتن ایرانیان در سر خوان و از هر گونه سخن پرهیختن در آیین چنین بود. آنگاه كه برای پادشاهان ساسانی خوان می گستردند آنان باژ می گرفتند و كسی سخن نمی گفت تا آنگاه كه از سر خوان بر خیزند اگر كسی در سر خوان ناگزیر بایستی چیزی بخواهد بجای سخن بایستی به اشارت بخواهد.

۲. كیومرث نخستین كسی است كه در هنگام خورش (در سر خوان) خاموشی فرمان داد تا اینكه درین هنگام طبیعت بتواند از آن بهره بگیرد و آن خورش به تن سازگار آید ...

۳. و رسم چنان است كه اهل عجم را كه چون جماعتی نان خورند یك تن زمزمه گیرد و ایشان را دعا كند و خاموش شود و مردمان نان خورند و سخن نگویند و مغان نیز سخن نگویند در وقت خوردن.اما می رسیم به سخنان ابو حامد محمد غزالی طوسی از بزرگترین دشمنان ایران و ایرانی. كسی كه هر چه كرد نتوانست نوروز را از ریشه بركند، در كتاب كیمیای سعادت در بخش آداب غذا خوردن آورده است:...

دوم آنكه خاموش نباشد كه آن سیرت عجم است لكن سخنهای خوش بگوید.و در چند سطر پس از آن یكی دیگر از آداب ایرانیان را كه جداگانه دست شستن پس از غذا باشد را نیز نپسندیده و گوید:...آب جمله دستها جمع كنند و هر آبی جدا نریزند كه این عادت عجم است و اگر به جمع دست یكبار بشویند اولی تر و به تواضع نزدیكتر ...(خب، خدا را سپاس كه دشمنان ایرانیان چندش آورند)برای اینكه در یابید، این هم میهن تا به چه اندازه دشمن ایرانیان بوده چند جمله دیگر از كتاب كیمیای سعادت در اینجا می آورم:اما بعضی چیزها حرام است بعضی مكروه ، حرامست آنچه برای سده و نوروز فروشند چون سپر، شمشیر و بوق سفالین كه در نفس خود حرام نیست ولیكن شعار گبرانست....

نوروز و سده باید مندرس شوند و كسی نام آنها نبرد و شب سده چراغ نباید گرفت تا اصلا آتش نبینند.از دیگر آداب ایرانیان به نقل از مورخ یونانی كه چندی پیش در كتابی خواندم اما اكنون منبع دقیق آنرا بیاد نمی آورم درنگ نكردن در كشیدن غذا است و دیرتر از دیگران بر سر غذا حاضر می شوند و همچنین هنگام راه رفتن نیز از خوردن پرهیز می كردند.

DESIGN BY SOORI
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای مدیران این سایت محفوظ می باشد