زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

میترا دهموبد: چند روز پيش، سال نوي چيني‌ها آغاز شد، سال نويي كه همچون نوروز ما، رنگ‌و‌بوي ملي دارد، همگاني‌ است و يك عيد ملي، ميهني.
چيني‌ها هرچند كه تقويمشان، تقويم ميلادي است اما سال نويشان، همان است كه به زباني، بيش از ٤ هزارسال است كه در اين هنگامه و بدين‌گونه، برگزار مي‌شود.

سال نو كه فرا مي‌رسد همه‌جا پر مي‌شود از شور و هياهو، پر مي‌شود از سبدهاي نارنگي و گلدان‌هايي از درختچه‌هاي نارنگي. در و ديوار با فانوس‌هاي قرمز و كاغذهاي رنگي آذين مي‌شود. هرجايي را كه نگاه كني، بندينك‌هاي قرمزرنگ گره‌شده، خودنمايي مي‌كند. حتا درختچه‌هاي كوچك نارنگي، شاخه‌شاخه‌هايش،‌ با همين بندينك‌ها و گره‌ها، آذين شده، به گونه‌اي كه ديگر تنها يك درختچه‌ي نارنگي نيست، دنيايي از زيبايي است. از يكي از دوستان چيني‌ام شنيدم كه مي‌گفت؛ به باور چيني‌ها، نارنگي، ميوه‌اي است كه نيروهاي شيطاني و ناپاك را از آدمي دور مي‌كند از همين‌رو بايد بر خوان بهاري هر چيني، نارنگي يا نارنگي‌‌هايي باشد.
چيني‌ها هم همچون ما ايراني‌ها، خوان بهاري دارند البته اين خوان، سفره نيست بلكه تا جايي كه ديده‌ام يك سيني است با كاسه‌هاي كوچك نقلي سفيدرنگي كه در هركدام يك خوراكي نهاده‌اند. در اين خوان به گمان من، آنها هم همچون ايراني‌ها از همه‌ي داده‌هاي نيك پروردگار مي‌گذارند كه البته بنا به زمان و مكان، برايشان ارجمندي ويژه‌اي داشته است، ‌همچون ماش، زيره، ‌لوبيا، عدس، لپه و...
در اين سيني يك كاسه هم كه گهگاه، بزرگ‌تر از ديگر كاسه‌ها است به سكه‌هاي ريز و درشت، ويژه مي‌شود كه بي‌گمان مي‌تواند نشانگر آرزوي صاحب‌خانه در توانمندي و بركت در سال تازه باشد. شيريني‌هاي گوناگون و آجيل هم ديگر چيدني‌هاي اين خوان هستند و البته سبدي از نارنگي.
بي‌گمان هر ايراني با ديدن اين خوان، با ديدن ماش، عدس و لوبيا، به ياد سبزه‌ي سال نو مي‌افتد و با ديدن كاسه‌ي پر از سكه هم به ياد سكه‌اي مي‌افتد كه ايراني‌ها به رسم كهن، آن‌را بر سر سفره‌ي هفت‌سين مي‌‌گذاشته‌اند يا در كاسه‌ي آب و آويشن