زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

شاهين طلوع آشتياني - میراث خبر – گروه اجتماعی – محافظت به معني مراقبت و نگهداري از يادگاري هاي تاريخي و به عبارتي مخدوش نكردن، آسيب نزدن، ناقص نكردن و سرانجام نابود نكردن آنهاست. در واقع، منشور و نيز (قطعنامه اي براي محافظت و مرمت جايگاه ها و بناهاي تاريخي) كه در سال 1964 در دومين كنگره بين المللي معماران و تكنسين هاي يادمان هاي تاريخي به تصويب رسيد، همان سند معتبري است كه از اين مقوله سخن مي گويد؛ البته اين منشور از منظر امروز مي تواند در بعضي جنبه ها مورد تجديدنظر قرار گيرد و تاكيدهاي بيشتري به آن افزوده شود.
مهمترين دغدغه ما محافظت از دست ساخته هاي اصيل، يادمان هاي منفرد و مناطقي است كه در كنار يكديگر مستندات تاريخي را مي سازند. اصالت يك بنا نه فقط شامل سيماي اوليه آن مي شود، بلكه دگرگوني هاي متاخر را در بر مي گيرد، يعني مجموعه وضعيت هاي مختلف تاريخي كه مانند حلقه هاي سال نماي يك درخت، همپوشاني دارند. علاوه بر اين، ما بايد روابط ميان اجزاي اثر تاريخي و اندام هاي تزييني آن را، كه از زمينه خود جدايي ناپذيرند، به رسميت بشناسيم.
از ديگر شرايط لازم براي حفظ و نگهداري يادمان ها، اعطاي عملكرد به آنها است؛ در اين مورد ماده 5 منشور ونيز مي گويد:‌ «حفظ و نگهداري يادمان ها همواره از طريق اعطاي عملكردي مفيد براي اهداف مناسب اجتماعي تسهيل مي شود. با وجود آن كه كاربردي ساختن آثار مطلوب است، نبايد جزييات يا تزيينات آن را مخدوش كند. اين دگرديسي تنها با رعايت اين محدوديت ها متصور و مجاز است.»
ماده 5 منشور ونيز كه در بالا به آن اشاره شد، در مورد مرزهاي اعضاي كاربري به يادمان ها بحث مي كند، مرزهايي كه بايد در عصر نوين «عملكرد سالاري» بر آنها تاكيد كرد.
امروزه جنبه هاي علمي حفظ و نگهداري يك واقعيت بديهي و كاملا پذيرفته شده است و مي تواند از نظر تعريف هاي اقتصادي نيز كاملا توجيه پذير باشد.
تحولات سال هاي اخير در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي معاصر ايران، لزوم تجديدنظر در سياست ها و گشايش فضاي فرهنگي _ تاريخي در قبال كمك هاي خارج از دولت را آشكار كرده است. اتخاذ رويكرد احيا از يك سو و برقراري پيوند بين آثار تاريخي و حيات مدني از سوي ديگر و نيز كمبود منابع مالي و فني، لزوم پيوند بين اين آثار و جريان هاي اقتصادي و اجتماعي نوين را اثبات كرده و در عين حال زمينه اي را براي فعاليت هاي بخش خصوصي در اين عرصه فراهم آورده است. از سوي ديگر، جهت گيري هاي كلان دولت به سمت گسترش گردشگري فرهنگي و ايجاد بسترها و زيربناهاي مناسب در اين زمينه، سازمان ميراث فرهنگي را بر آن داشته تا در قالب برنامه هاي 5 ساله توسعه، نقشي فعال تر در جهت فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي جاري ايفا كند. اين برنامه ها در قالب طرحي تحت عنوان پرديسان مجال بروز يافت كه در حال حاضر از عمر آن قريب 4 سال مي گذرد.
طرح پرديسان در سال 1378 با تخصيص اعتبار بند 5 تبصره 36 قانون بودجه كل كشور به ميراث فرهنگي آغاز شد. متن اين قانون از اين قرار است:
«به منظور توسعه و گسترش ايرانگردي و جهانگردي... اعتبار طرح ... در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار مي گيرد تا با همكاري سازمان ايرانگردي و جهانگردي نسبت به خريد، اجاره و يا مشاركت با افراد حقيقي و حقوقي براي مرمت كاروانسراها، خانه هاي قديمي و ساير اماكن و تبديل آنها به واحدهاي پذيرايي اقدام نمايد.»
پرديس واژه اي فارسي و باستاني است و در طول زمان از اين زبان به ساير فرهنگ ها راه يافته است. معناي پرديس همان بهشت است كه در فرهنگ ايراني جايگاه خاصي دارد. در سر تا سر اين سرزمين همت هنرمندان و معماران در طول تاريخ معطوف به بازسازي ايده بهشت روي زمين بوده است. باغ هاي معروف ايران با چشمه ها، درختان ميوه و بوي مستي آور گل هاي بي نظير ايراني و نغمه پرندگان، يكي از جلوه گاه هاي انديشه پرديس براي طرح پرديسان به همين ايده تجسم بخشي بهشت روي زمين اشاره دارد.

جنبه هاي اقتصادي
در طول تاريخ، همواره دستمزد بالاي نيروي كار و بهاي گران مصالح، ساخت يك اثر را پرهزينه كرده است، به همين دليل، از هر محصول هنري چندان استفاده مي شد تا تخريب يا تكه تكه شود. تخريب نهايي هر اثر را با وصله زدن، تعمير و بازآرايي به تاخير مي انداختند. حتي فروپاشي نهايي اثر مطلق نبود، زيرا در نهايت تمام اجزا و تكه هاي قابل استفاده آن را جدا مي كردند و در آثار جديد به كار مي بردند. در تمام جوامع ماقبل صنعتي، اين هنجار امري شناخته شده و رايج بود. به همين ترتيب، در امر ساخت و ساز، برخي مصالح چندان ارزشمند بودند كه انرژي زيادي صرف بازيافت آنها از خرابه هاي قديمي مي شد. بناهايي نيز كه به حال خود رها نمي شد، دستخوش فرايند بي پايان الحاقات و دخل و تصرف هاي جدي بود كه در جهت رفع نيازهاي روزمره به كار مي رفت.
در مقابل، در دنياي اسراف كار مدرن، توانايي ترميم مواد و استفاده صرفه جويانه از آنها (كه در قرون گذشته به دليل اقتصادي توجيه پذير بود) يا منسوخ شده و يا رو به نابودي است.
ما نه تنها اجناس مصرفي، بلكه تا حدي ساختمان هاي يك بار مصرف را توليد مي كنيم، كه پس از مستهلك شدن، بناهايي فرسوده و از رده خارج به شمار مي آيند. هر كسي ميداند كه يك قفسه چوبي روستايي، بعد از تعمير نه تنها مقاصد كاربردي يك قفسه را برآورده مي كند، همزمان شاهدي براي يك اثر اصيل است و در بازار اشياي هنري ارزش زيادي دارد. در حالي كه قفسه هاي جديدي كه از روي نمونه هاي قديمي شبيه سازي مي شوند، در مقايسه ارزش پاييني دارند. جز تفاوت بهاي مصالح به كار رفته، ارزش مادي يك كار اصيل به عنوان سندي تاريخي متاسفانه غيرقابل ارزش گذاري است.
با توجه به اين كه بناهاي احيا شده در طرح پرديسان در نهايت به منظور بهره برداري به بخش خصوصي واگذار خواهند شد، وجود توجيه اقتصادي يكي از شرايط جدايي ناپذير و اساسي در انتخاب آنها به شمار مي آيد. از همين رو، پيش از آغاز هر پروژه و تهيه طرح هاي لازم، طي چندين مرحله مطالعات فني و اقتصادي جامعي در مورد هر پروژه انجام مي شود و كارشناسان هزينه ها و سود و زيان آتي آن را برآورد مي كنند.

DESIGN BY SOORI
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای مدیران این سایت محفوظ می باشد