زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

محمد حسن صارمي ناييني _ جاده ابريشم مانند زنجيري است که هر حلقه آن را يکي از کشورهايي تشکيل داده که اين راه از آن عبور مي‌کرده است. اگر چه اين راه طولاني امروزه از رونق افتاده، اما نگرش دوباره به آن به واقع بازبيني و باززنده سازي فرهنگ و تمدن‌هاي پيشين است.

واژگان(جاده ابريشم) ذهن انسان را به گذشته دور مي‌برد و نيز اين انديشه که در اين راه طولاني چه کالاي ارزشمندي را حمل مي‌کرده است، ابريشم و راز توليد آن در چين و ديگر کالاهايي که به همراه آن توسط کاروانيان از اين راه حمل مي شده است ، تنها بعد مادي اين راه تاريخي است.

بانگاهي عميقتر به اين مسير درمي‌يابيم که اين جاده در اصل راه عبور فرهنگ‌ها،‌گويش‌ها و مليت‌هاي متفاوت از يکديگر بوده،‌فرهنگ‌هايي که پيشينه کهن خاور زمين هستند و بانگ کاروانيان در حال عبور از اين راه به واقع بانگ بيداري و ديرسالي باشندگاني است که اين راه از سرزمين آنها مي‌گذشته است.

منابع و اسناد فارسي و غير فارسي تاريخي بازمانده از روزگاران کهن،‌گوياي اين نکته مهم است که نام «جاده ابريشم» ساخته و پرداخته ذهن غربيان است، زيرا که در هيچ يک از کتاب‌‌هاي مهم تاريخي و جغرافيايي مانند «حدود العالم من المغرب الي المشرق»،‌ «مطلع الشمس» و ... نامي از «جاده ابريشم»، «راه بزرگ ابريشم» و يا «طريق الحرير» نيامده،‌پس اين يک بررسي نظري است که از کنکاش اين کتاب‌هاي مهم حاصل آمده است. اين راه‌هاي کاروان رو در روزگاران گذشته به نام «جاده شاهي» معروف بود،‌روزگاري ديگر جاده «شرق و غرب» ناميده مي‌شد و امروز «جاده ابريشم».

راه بزرگ ابريشم از دروازه يشم (jade) ،‌نفريت (nephrit) به چيني(ju)، شروع مي‌شد و از طريق تورفان (راه شمالي) وختن(راه جنوبي) به کاشفر رسيده و از آنجا به سمرقند و از سمرقند به مرو و بلخ رفته و از راه شمال ايران و چين در مي‌يابيم که اوج روابط دو کشور به زمان شهرياري دودمان ساسانيان باز مي‌گردد. اگر چه در اين دوره علاوه بر توليد چندين نوع کاغذ در داخل ايران،‌از کشور چين نيز واردات کاغذ و ابريشم داشته‌ايم، اما طبق اسناد تاريخي در دوره پيش از ساسانيان يعني زمان فرمانروايي (پارت‌ها) يا (اشکانيان) در ايران،‌(نوغان داري) وجود داشته و پيشينه نوغان داري در شمال ايران و استان‌هاي گيلان و مازندران بسيار قديمتر از پيشينه ارتباط ما با چين بوده است،‌به ويژه آن بخشي که گرگان را به شاهرود وصل مي‌کرد و به نام «دروازه ابريشم» معروف است .

به يقين در زماني که ما رابطه گسترده‌اي با چين نداشته‌ايم يعني دوره «پارت‌ها»،‌وارد کردن ابريشم از آن کشور امکان‌پذير نبوده،‌در حالي که پرچم سپاهيان در دوره اشکاني از جنس ابريشم بوده و در نوشته‌هاي اين فقيه همداني و يعقوبي مي‌خوانيم که ابريشم مرو، قابل مقايسه با تمام محصولات چين و حتي به مراتب بهتر از آن بوده است.

جاده ابريشم در ايران بر اساس محور شرقي_غربي به خراسان امروز وارد شده و از مسير شهرهاي توس، نيشابور، سبزوار، شاهرود، دامغان، سمنان به ري باستان مي‌رسيده است و از ري که شهري بزرگ بود به سوي قزوين و از آنجا به دو شاخه تقسيم مي‌شده است.

از قزوين يک راه به سوي شمال غرب يعني به سمت سراب ، تبريز، مرند و سپس خوي و از کشور خارج مي‌شده است و راه ديگر به سمت غرب يعني به سوي هگمتانه (همدان امروز) و بعد کرمانشاه و از کشور خارج مي‌شده است .

اين اصلي‌ترين راهي است که براساس منابع مهم تاريخي و مراجع جهاني مانند يونسکو مورد تأييد قرار گرفته است. راههاي فرعي ديگر که حتي ايران را از طريق خليج فارس با ساير مناطق جهان پيوند مي‌داده بسيار زياد است که مهم‌ترين آنها راهي است که از طريق ري باستان به اصفهان، شيراز و بوشهر مي‌رفته است و سپس از مسير دريايي جاده ابريشم از ايران خارج مي شده است چنانکه مي بينيم ايران کشوري است که به طور کلي در مسير راه ابريشم بوده است و مبادي ورودي و خروجي مهم مانند سرخس، خسروي، بازرگان، بندر بوشهر(ليان)، بندر عباس (گمبرون) و مرز کويته در سيستان و بلوچستان از گذشته‌هاي نسبتاً دور محورهاي مهم بازرگاني و توريستي بوده‌اند. يکي از اصلي‌ترين اين محورها،‌مسير سرخس_بازرگان است که از ديدگاه اقتصادي و توريستي جايگاه ويژه‌اي دارد.

امروزه احيا و باز زنده سازي جاده ابريشم «يادمان‌»هاي باستاني بازمانده در پيرامون اين جاده مي‌تواند براي جهانگردان بسيار جالب توجه باشد. نکته بسيار مهم ديگر اينکه بدانيم ايران، تنها کشوري است که راههاي دريايي و زميني ابريشم در آن با هم از طريق خليج فارس برخورد پيدا مي‌کرده‌اند.

در يکي دو دهه گذشته با وجود آنکه يونسکو کوشيده است، همايش‌هاي بين‌المللي مهمي مانند «همايش ازبکستان» و «همايش تهران» درباره احياي جاده ابريشم داشته باشد، همچنين با ارائه مقالات علمي متعدد پژوهشگران سعي کرده‌ راهکارهاي کيفي اين مهم را دريابد و حتي در کشورهاي طول اين مسير، سازمان‌هايي را مأمور بررسي و پژوهش در اين مورد کرده،‌به نظر مي‌رسد در عمل موفقيت چندان زيادي به دست نياورده است.

آنچه تاکنون انجام شده در مجموع مطالعات نظري است. محورهاي مطالعاتي از قبيل: راه‌شناسي تاريخي جاده ابريشم و باستان‌شناسي،‌مطالعات اقتصادي و سياسي،‌جامعه شناسي تاريخي و مطالعات ادواري با وجود آنکه بسيار با ارزش و مهم است، اما چنانکه گفتيم در بخش مطالعات نظري جاي مي‌گيرد.

چنانکه مي‌دانيم در ايران مسير و شاهراه‌هاي اصلي از دوران‌هاي گذشته تاکنون تغيير چنداني پيدا نکرده و راه و راهداري از کهن‌ترين زمان‌ها وجود داشته است. سازه‌ها ، عوامل و عناصر وابسته به راه نيز همين گونه است.

بنابراين اگر بخواهيم به احياي هر يک از اين عوامل و عناصر بپردازيم، کمک و همکاري چندين سازمان را مي‌طلبد.

ما در ايران چندين مسير خطي اساسي جهانگردي داريم، خوشبختانه شاخه‌هاي اصلي (راه ابريشم) در ايران هم از مسيرهاي اصلي اين راه بوده‌اند و هم امروزه از مسيرهاي اصلي جهانگردي مملکت هستند.

ما در مجموع پنج مسير اصلي جهانگردي داريم که به صورت استاني با آنها برخورد نکرده،‌بلکه مسيرها را خطي بررسي مي‌کنيم. مثلاً مي‌گوييم محور تهران_بم با شناخت دقيق محورها مي‌توانيم در مسيرهاي اصلي راه ابريشم قرار بگيريم، در اين مسيرهاي نسبتاً طولاني ما با عناصر و سازه‌هاي باستاني از قبيل: کاروانسراها،‌آب انبارها،‌يخچال‌ها،‌چاي‌خانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها،‌زيارتگاه‌ها،‌آبريزگاه‌ها،‌قلعه‌ها،‌چشمه‌سارها،‌پناهگاه‌ها،‌چاپارخانه‌ها،‌گورستان‌ها،‌ گرمابه‌ها،‌بازارها، قنات‌ها و بقايايي از کف‌سازي راهها و پلها روبرو هستيم. دو مورد اصلي از اين عوامل و عناصر عبارتند از: کاروانسراها و خانه‌هاي موجود دريافت قديم شهرها که هر يک از آنها مي‌توانند با تغيير کاربري،‌موجوديت بهتري نسبت به گذشته پيدا کنند.

خانه‌هاي قديمي در شهرهاي تاريخي مهم از جمله در شهرهاي نيشابور، سمنان،‌قزوين، همدان،‌کرمانشاه، اصفهان، کاشان، شيراز،‌اردستان،‌نايين، يزد،‌کرمان و بم بايد تبديل به موزه‌هاي جهانگردي شود که البته اين کار نيز کمک شايان سازمان ميراث فرهنگي را مي‌طلبد.

بطور کلي بخش جهانگردي در ايران بدون همکاري تنگاتنگ سازمان‌هاي ميراث فرهنگي و محيط زيست، راهکارهاي اصلي توسعه اين صنعت را نخواهد يافت و به اين ترتيب هم خانه‌ها رونق خواهد داشت و هم جهانگردان با پديده‌هاي مسير جاده ابريشم بيشتر آشنا خواهند شد.

غير از کاروانسراها و خانه‌هاي قديمي ساخت، مهمانسراها و متل‌ها نيز در طول اين مسير بايد براساس نياز بررسي شود و ساير عناصر و سازه‌هايي که در پيش نام برديم،‌براساس اولويت‌ها مورد بازبيني و باززنده‌سازي قرار گيرد.

DESIGN BY SOORI
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای مدیران این سایت محفوظ می باشد