زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

ليلا ملازاده ناظم-کسي بدرستي نميداند که اولين بار چه کسي از تنه درختان براي عبور از رودخانه ها و درياها استفاده کرد و يا کدام ملت دست به ساختن قايق و لنج زدند.ولي همه مي دانيم که بشر اوليه بعد از سکونت در کنار آبهاي ساکن و جاري ، با استفاده از تنه درختان ، به گردش بر روي آبها پرداخت.

حاشيه ساحلي خليج فارس و درياي عمان از زمانهاي بسيار دور محل سکونت انسانها و طوايف مختلف و نيز پهنه آبهاي اين درياها ، راه عبور و مرور قايقها و کشتيهاي ملل و قبايل گوناگون آن روزگار بوده است.

به اعتقاد بسياري، خليج فارس اولين جايي بوده که انسانهاي نخستين در آن به قايقراني پرداخته و قايقهاي خود را به درياهاي ديگر برده و سپس فنون ساختن قايق را به ديگران ياد داده اند.

ر. وادالا نايب کنسول فرانسه در بوشهر درباره انسان اوليه و قايق سواري او چنين مي گويد: بطوري که مشهور است ، تاريخ بشر از کرانه هاي خليج فارس آغاز شد ،بنابراين خليج فارس اولين دريايي است که انسانها روي آن با قايقهاي کوچک بحرپيمايي کرده اند. در هر حال اولين دسته انسانهاي دوران کهن ( فينيقيان،بابليان،کلدانيان،سومريان)و نيز يونانيان و ايرانيان و تازيان در آبهاي خليج فارس کشتيراني کرده اند. بقاياي ويران گورهاي ديرين در بحرين و ايلام و کاوشهاي مقدماتي ديرين شناسي که پيرامون بوشهر بعمل آمده ثابت مي کنند که در آنجا بيش از هزارسال پيش از ميلاد مسيح تأسيسات کشتيراني وجود داشته است .(نوربخش،1382،ص16)

با استناد به شاهنامه فردوسي ، جمشيد جم اولين کسي بود که در ميان ايرانيان به ساختن کشتي دست زد و با کشتي خود بر آبها و درياها از کشوري به کشور ديگر رفت.(همان،ص21).از قديمي ترين اسنادي که از دريانوردي ايرانيان موجود مي باشد، گويچه اي از گل پخته است که در حفاريهاي ناحيه چغاميش خوزستان بدست آمده و نقوش حک شده بر روي آن مربوط به دوران قبل از پيدايش خط است. نقش روي اين گويچه تصوير فرماندهي را نشان مي دهد که در يک کشتي نشسته و از يک لشکرکشي پيروزمندانه باز مي گردد. در يک دست گرز و در دست ديگرش ريسماني است که با آن اسيران را نگاه داشته است. در اين کشتي تصوير دريانورداني نيز به چشم مي خورد که يکي از آنها روي دماغه کشتي نشسته و شيئي شبيه علامت يا پرچمي را در دست دارد که امروزه مي توان آنرا نخستين کيان ملي ايرانيان ماقبل تاريخ بر پهنه آبهاي گيتي دانست. تصوير يک رأس گاو نيز در زير دست فرمانده کشتي مشاهده مي شود که نشان مي دهد فرمانده کشتي از راه دوري برمي گردد.چون رسم همراه بردن حيوانات زنده در کشتيها از زمانهاي گذشته بين دريانوردان ايراني خليج فارس معمول بوده است.اين حيوانات در بين راه ذبح شده و به مصرف خوراک کارکنان کشتي مي رسيدند.

ايرانيان از ديرباز به اهميت راههاي آبي در امر تجارت با کشورهاي دور پي برده و از همين رو درصدد بودند تا هم مسيرهاي امن و کم خطر درياها را کشف کنند و هم قايقها و کشتيهاي مستحکمي براي مسافتهاي طولاني تر بسازند.بنا به گفته هرودوت ،« قسمت اعظم آسيا با فرمانروايي داريوش کشف شد.وي که مايل بود بداند رود سند در چه محلي به دريا مي ريزد ، دوتن از معتمدان خود را که به درستي گزارشهاي آنها اعتماد داشت ، به همراه سيلاکس کارياندي با چندين کشتي اعزام داشت...تا پس از 30 ماه به جايي رسيدند (سوئز)که شاه مصر ، فينيقي ها را به آنجا اعزام داشته بود تا در اطراف ليبي (افريقا) سياحت کنند.پس از بازگشت آنها ، داريوش هنديها را مقهور ساخته و در اين دريا به آمد و رفت پرداخت.»

اسناد و مدارک بازمانده از دوران پيشين مؤيد اين مطلب است که ايرانيان در علم و دانش دريانوردي پيشتاز بوده و مسافرتهاي طولاني بر روي آبها و درياها داشته اند.

ولي متأسفانه برخي از مورخان سياسي همچون لرد کرزن ، سرآرنولدويلسون ، لردبلگريو ، سرفرانسيس ارسکين لاخ و ديگران چنان ماهرانه مجعولات تاريخي را لابلاي نوشته هاي خود گنجانيده اند که اغلب پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند که اسکندر مقدوني اولين کسي بود که به کاوشهاي دريايي و شناخت درياي پارس پرداخت.(مدني،1357 به نقل از نوربخش،1382،ص47). اما بايد به اين نکته توجه داشت که به هنگام ورود ناوگان اسکندر به سرپرستي نئارک به درياي پارس ، چند تن از ايرانيان آگاه و آشنا به امور دريانوردي و سواحل و بنادر خليج فارس او را راهنمايي و همراهي مي کردند. در اين سفر دريايي ، بگيوس (بغيه) پسر فرناکه ، درياسالار ايراني از همراهان نئارک بوده است.همچنين زماني هم که نئارک به جزيره قشم (کيش) رسيد، حاکم جزيره بنام مازانس (مازان) را براي بلدي و راهنمايي همراه خود برد. اين مطلب ما را به اين حقيقت رهنمون مي کند که راهنماي کاروان دريايي سردار اسکندر ، درياسالاران ايراني بوده اند و ايرانيان خيلي پيشتر از حمله اسکندر مقدوني اين راه دريايي را مي شناخته و در آن رفت و آمد داشته اند.

سليمان سيرافي ، تاجر و بازرگان ايراني از دريانوردان بنامي بود که حدود 400 سال قبل از مارکوپولو به چين سفر کرد. او با يک کشتي چوبي از بندر سيراف ( بندر طاهري فعلي ) به قصد تجارت با بازرگانان چيني و سياحت از راه درياي عمان و خليج بنگال و شمال اقيانوس هند وارد تنگه مالاکا شد و از درياي جنوبي چين به کانتون رفت.
يکي ديگر از دريانوردان پارسي که در قرن پنجم قبل از ميلاد سفر به دور آفريقا را آغاز کرد و تا کرانه هاي گينه پيش رفت، ساتاسپس پسر چيش پش از خاندان هخامنشي بود.

بر اساس تحقيقات انجام شده ، در جريان تصرف مصر ، ايراني ها راه آبي کانال داريوش را حفر کردند و کشتي هاي پارسي بجاي آنکه قاره آفريقا را دور بزنند، مستقيما" از خليج فارس به درياي سرخ و از آنجا از طريق ترعه سوئز به رود نيل و مديترانه مي رفتند.

ايرانيان علاوه بر سفرهاي دريايي و دارا بودن تأسيسات کشتيراني ، ابداعات و اختراعاتي هم در زمينه دريانوردي داشته اند. فانوسها و علائم دريايي ، قطب نما ، سکان کشتي ، عمق ياب و مسافت ياب از ابداعات ايرانيان باستان مي باشد. نخستين فانوس دريايي به امر داريوش در دهانه رود سند نصب شد. نئارک در خاطرات سفر خود، با اعجاب و تحسين از فانوسهاي دريايي ياد مي کند که در زمان ورود ش به خليج فارس در سال 326 ق.م. ديده است.صاحب نظران ، اختراع سکان کشتي را هم به ايرانيان نسبت مي دهند . علاوه بر معاويه که در نامه اش به عمر از سکان کشتي هاي ايراني تمجيد مي کند، ادوارد طوماس انگليسي نيز اختراع آنرا منتسب به ايرانيان مي داند (رائين،1356،ص481).

شواهد و قرائن نشان ميدهدکه قطب نما نيز از اختراعات ايرانيان است. ابن ماجد قطب نما را به 32 خانه تقسيم بندي کرده و هريک از اين تقسيمات «خن» ناميده مي شود که جمع آن «اخنان» است و اين لغت فارسي است . همچنين کلمات فارسي « تير»،«سربار» و «گاه» در قطب نماهاي عربي از مواردي است که نشان مي دهد ايرانيان قطب نما را اختراع کرده اند و يا در اختراع آن نقش مهم و مؤثري داشته اند. ادوارد طوماس انگليسي، سوند (عمق ياب ) را از اختراعات سندباد( دريانورد ايراني) مي داند (همان،ص482).راولينسون عقيده دارد که ايرانيان بعلت پيشرفت زيادشان در امر دريانوردي ، مي توانستند طول حرکت و مسافتي را که کشتيها مي پيمودند، بوسيله ريسماني که در طي حرکت باز مي شد و دوباره مي پيچيدند، اندازه بگيرند.

منابع:
1- رائين ،اسماعيل(1356) دريانوردي ايرانيان.جلد اول. تهران: (بي نا).
2- نوربخش،حسين(1382) دريانوردي در ايران.تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي.
DESIGN BY SOORI
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای مدیران این سایت محفوظ می باشد