زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

حميد بختياري- صنايع دستي ايران، به عنوان يکي از عوامل تامين کننده وسايل روزمره زندگي از گذشته‌هاي دور در کشورمان رونق و رواج داشته و عده کثيري از صنعتگران در مناطق شهري،روستايي و عشايري به کمک ابزار و وسايل بسيار ساده و ابتدايي و با بهره‌گيري از مواد اوليه‌اي که به فراواني و با قيمت ارزان و حتي در مواردي به رايگان در اختيارشان قرار داشته به توليد انواع و اقسام فرآورده‌هاي مصرفي پرداخته‌اند.

به دليل وابستگي قشرهاي عظيمي از عشاير و روستاييان ايران به آداب و رسوم و سنن بومي،علي‌رغم محروميت‌هاي بسيار و جاذبه‌هاي مهاجرت ، دست اندرکار تهيه و توليد انوع مصنوعات دست ساز هستند.

امکانات بالقوه ايران براي رشد صنايع دستي بسيار متنوع و گسترده است ، زيرا از سويي قسمت اعظم مواد اوليه مصرفي در صنايع دستي يا حاصل فعاليت‌هاي کشاورزي و دامپروري است و يا آنکه تهيه و تامين آن از مناطق روستايي کشور ميسر است و در مواردي نيز که نياز به مواد اوليه کمکي باشد اين گونه مواد نقش چندان تعيين کننده‌اي را ندارد و به همين جهت در اکثر موارد بهايي که صرف تهيه مواد مي‌شود بسيار کم و ناچيز است و از طرف ديگر نيروي انساني متخصص (در حد توليد کننده) به ميزان کافي در دسترس است و ديگر اينکه به دليل وجود سابقه توليد در بيشتر مناطق کشور، توان توليد و استعداد فراگيري در اکثر سکنه شهري ، روستايي و عشايري کشور وجود دارد و مي‌تواند به آساني آموزش ديده و جذب کار توليد شوند.

افزون بر آن،بايد توجه داشت که صنايع دستي ايران به دليل خصلت کارطلب بودن خود نياز به سرمايه‌گذاري چنداني از نظر تهيه ابزار کار و تامين مواد اوليه و احداث واحد توليدي ندارد و آن چه به محصول ساخته شده ارزش مي‌بخشد بيشتر هنر صنعتگر است که به عنوان ارزش افزوده متجلي و بطور معمول 75 درصد و در مواردي حتي بيش از 80 درصد قيمت تمام شده محصول را تشکيل مي‌دهد.

صرف نظر از عوامل اقتصادي و اجتماعي که به طور مختصر به آن اشاره شد ، صنايع دستي به علت قابليت‌هاي فرهنگي که دارد نيز مي تواند کاملا مدنظر قرار گرفته و مورد توجه واقع شود،چرا که محصول صنايع دستي به علت برخورداري از طرح‌هاي اصيل و سنتي، بازگو کننده آداب و رسوم ، سنت و به طور کلي فرهنگ محل توليد خود است و عوامل مذکور خود جاذبه‌هاي فراواني را براي خريداران ايجاد مي‌کند و از اين رهگذر صنايع دستي مي‌تواند نقش مهمي از نظر تامين بخشي از درآمدهاي ارزي مورد نياز کشور را نيز ايفا کرده و موجب افزايش ميزان صادرات فرآورده‌هاي غير نفتي باشد.

نگرشي بر صنايع دستي

در تمامي کشورهاي جهان ، بدو.ن استثناء صنايع به چهار دسته سنگين ، سبک ، کوچک و دستي تقسيم‌بندي مي‌شوند که هر يک داراي خصوصيات منحصر به خود هستند و براي شناخت بيشتر صنايع دستي و اهميت آن بايد ويژگي‌ها و دامنه عمل رشته‌هاي مختلف صنعت مورد بررسي قرار گيرد:

صنايع سنگين

صنايع سنگين که زمينه ساز توسعه اقتصادي هر کشور است و از آن به عنوان صنايع مادر يا صنايع کليدي نيز ياد مي‌شود نيازمند سرمايه‌گذاري بسيار زياد ، ماشين آلات و تجهيزات عمده و نيروي انساني برخورردار از تخصص‌هاي فني بالا است.نظير صنايع نفت ، پتروشيمي ، مس، آلومينيوم ، ذوب آهن و...

صنايع سبک

صنايع سبک که در مقايسه با صنايع سنگين نيازمند تجهيزات و به همان نسبت سرمايه کمتر و نيروي انساني با تخصص‌هاي نسبتا پايين‌تر است، در واقع حد فاصل صنايع سنگين و صنايع کوچک محسوب مي‌شود و لازمه استقرار آن بهره‌گيري از ماشين آلات خودکار و نيمه خودکار بوده و بيشتر صنايع نساجي ، چرم و پوست ، مواد غذايي ، وسايل الکتريکي خانگي و ... را تحت پوشش قرار مي‌دهد .

صنايع کوچک

صنايع کوچک که عمدتا حالت کارگاهي دارد و علاوه بر شهرها ، قابل استقرار در روستاها نيز است در مقايسه با صنايع سبک به نيروي انساني کمتر و تجهيزات و وسايل کمتري نياز دارد و محتاج سرمايه‌گذاري زياد نيست. در اين رشته از صنعت ، بخشي از کار توليد توسط ماشين و قسمتي ديگر توسط نيروي بدنيکارگران انجام مي شود و صنايعي نظير بلوک زني ، تراشکاري ، پيچ و مهره‌سازي، پلاستيک سازي ، عينک سازي ، کفش، ماشين و ... را در بر مي گيرد.

صنايع دستي

صنايع دستي که مي‌تواند هم حالت کارگاهي و هم حالت خانگي داشته باشد ، همانند صنايع کوچک قابليت استقرار در شهر و روستا را دارد و بدون نياز به تکنولوژي پيشرفته بيشتر متکي به تخصص بومي و سنتي است و قسمت اعظم مواد اوليه مورد مصرف آن از داخل کشور قابل تهيه است.

افزون براين ، صنايع دستي داراي ويژگي هنري و مصرفي به طور توامان بوده و علاوه بر داشتن جنبه‌هاي مصرفي قوي ، برخوردار از بينش ، ذوق و انديشه و فرهنگ توليد کننده است و در مجموع مي‌توان آن را يک هنر- صنعت ناميد ، چرا که هم ويژگي يک صنعت را دارا است و هم ضمن برخورداري از خصوصيات هنري ، هنر محض محسوب نمي‌شود و به پشتوانه کارآيي‌هاي مصرفي و با توجه به اينکه که قابليت توليد و تکرار دارد بيشتر جز گروه هنرهاي کاربردي است.

ماهيت صنايع دستي

صنايع دستي از نظر ماهيت ، يکي از انواع فعاليت‌هاي اقتصادي است که منجر به توليد کالاهاي جديد مي‌شود، آميختگي شديد اين فعاليت با سنت‌ها ، عادات و بينش سازنده و همچنين تاثير فوق العاده محيط جغرافيايي در اين صنعت ويژگي خاص به آن داده است.به طوري که برخلاف مصنوعات کارخانه‌اي که در مقياس زياد و به طور يک شکل توليد مي‌شود، فرآورده‌هاي دستي هر منطقه و حتي هر صنعتگر از نظر طرح ، شکل، اندازه و غيره ، از اشياء مشابه، کاملا متمايز و قابل تشخيص است.

جايگاه صنايع دستي در نظام برنامه‌ريزي

يکي از اصول اساسي در تدوين برنامه‌هاي توسعه اقتصادي و اجتماعي ، شناخت و تعيين نقش هر يک از عوامل تاثيرگذار بر روند توسعه ، ظرفيت‌هاي صادراتي ، نيازهاي ارزي جامعه و بالاخره تحولات تکنولوژي است.صنايع دستي از جمله عواملي است که به علت داشتن پيوندي نزديک با هريک از متغيرهاي فوق مي‌تواند بر روند توسعه ، در بعد روستايي آن تاثيري انکار ناپذير داشته باشد. البته اين ارتباط يا پيوند شايد در برخورد نخست چندان قابل رويت نبوده ولي تحليل و بررسي هر يک از متغيرهاي مذکور وجود ارتباط و لزوم تعيين نقشي شايسته را براي آن تاييد مي‌کند.

توجه به اين واقعيت بسيار حائز اهميت است که تحت تاثير شرايط موجود در هر زمان بايد به دنبال اهرم‌هاي گوناگوني براي رسيدگي به توسعه و رشد در يک جامعه بود. در شرايط کنوني دو پديده عمده در ساختار اقتصادي و اجتماعي کشور ما ، هر نوع برنامه‌ريزي در زمينه رشد و توسعه صنعت را عميقا تحت تاثير قرار مي دهد:

1- کاهش منابع درآمد ملي که اساسا متکي به درآمد حاصل از صدور نفت بوده و اين کند شدن ضريب تشکيل سرمايه ثابت را جهت هر نوع سرمايه گذاري به همراه خواهد داشت.

2- شدت يافتن آهنگ رشد جمعيت که تعداد متقاضيان در بازار کار را هر ساله به طور روز افزوني افزايش مي‌دهد.

3- طبيعي است طرح‌ها و برنامه‌هايي که براي دستيابي به نرخ رشد اقتصادي معيني در سال به عنوان هدف مطرح مي‌شود متاثر از متغيرهاي فوق خواهد بود ، به اين ترتيب در حال حاضر اولويت‌ها ايجاب مي‌کند صرف نظر از طرح‌هاي زيربنايي و اساس کشور در زمينه توليد روي طرح‌ها و پروژه‌هاي کاربر يا کار طلب بيشتر تکيه داشته باشيم تا طرح‌هايي که عمدتا سرمايه بر و به ويژه ارزبر مي‌باشند. در اين راستا صنايع دستي با توجه به ويژگي‌هايي که دارد شايد بيش از هر فعاليت توليدي ديگري با شرايط موجود مطابقت داشته باشد و از اين رو مي‌توان نقش شايسته‌تري در برنامه ريزي آينده کشور بر آن در نظر گرفت که از آن جمله افزايش سهم توليد ناخالص ملي خواهد بود.

DESIGN BY SOORI
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای مدیران این سایت محفوظ می باشد