زندگی کتابی است ، که بدون سفر یک صفحه آن بیشتر خوانده نمی شود.

(Augustine of Hippo)

 

تعداد همسراني که عادات مشابهي براي خريد دارند و اين کار را با هم انجام مي‌دهند، زياد نيست حتي پژوهشگران هم اين موضوع را تاييد مي‌کنند که زنان و مردان يک دنيا تفاوت در خريد کردن دارند و حتي نگاه آنها به اين موضوع، زمين تا آسمان متفاوت است.
اين تفاوت‌ها گاهي دليل بحث‌هاي زن و شوهري مي‌شود و گاهي باعث مي‌شود که مهر «دل‌مرده»، «خسيس» يا «بي‌حوصله» را روي همسرتان بچسبانيد. اگر مي‌خواهيد همسرتان را در خريدها با خود همراه کنيد، بايد با اين تفاوت‌ها بيشتر آشنا شويد و قبل از بردن او به مراکز خريد به اين موضوع از دريچه ديد او نگاه کنيد.
براي مردها خريد رفتن تفريح نيست، وظيفه است
وقتي چند روز تعطيل هستيد و حوصله‌تان در خانه سر رفته است، معمولا نخستين راهي که براي آرام کردن خودتان به آن فکر مي‌کنيد پاساژگردي است. احتمالا براي شما هم مثل بيشتر زنان خريد کردن يک تفريح و راهي براي بيرون آمدن از فشار است.
 
بسياري از زن‌ها در زماني که استرس زيادي را تجربه مي‌کنند، دوست دارند با خريد کردن خودشان را آرام کنند و خوشحالي از دست رفته را، حتي به شکلي موقت به زندگي‌شان برگردانند. اما همسرتان احتمالا مثل مردهاي ديگر به اين موضوع نگاه کرده و با اين تفاوت شما را آزرده مي‌کند.
 
مردها ترجيح مي‌دهند روز تعطيل‌شان را با خانواده، دوستان يا حتي تنها بگذرانند و به معناي واقعي استراحت يا تفريح کنند. براي آنها خريد کردن وظيفه و راهي براي برطرف کردن نياز است و نه يک فعاليت تفريحي. اگر از يک مرد بپرسيد که دوست دارد آخر هفته‌اش را چطور بگذراند، احتمالا پيشنهاد بازي کردن فوتبال، فيلم ديدن يا خوابيدن را مطرح مي‌کند، درحالي که براي زنان پاساژگردي و خريد کردن، مي‌تواند يکي از اولين گزينه‌ها باشد. زنان گمان مي‌کنند در مسافرت، حتما بايد زمان قابل‌توجهي را به خريد کردن اختصاص دهند درحالي که مردها دوست دارند به ديدن آثار باستاني يا رفتن به مکان‌هاي تفريحي بپردازند.
 
مردها کمتر از زنان خرج نمي‌کنند
درحالي که بسياري از مردها همسرشان را به ولخرج بودن متهم مي‌کنند، بررسي‌ها نشان مي‌دهند که مردها کمتر از همسرشان پول خرج نمي‌کنند، بلکه تنها به شيوه‌اي متفاوت خريد مي‌کنند. درحالي که شما در 6 ماه ممکن است 4 ميليون براي خريدن لباس خرج کنيد، همسر شما در پايان اين مدت، با خريدن يک سينماي خانگي، مقدار زيادي آچار و ابزار يا تعويض اتومبيلش ممکن است بيشتر از ميزان پول خرج کند. روانشناسان مي‌گويند تفاوت زنان و مردان در ميزان خرج کردنشان نيست، بلکه در نوع آن است.
از نظر آنها مردها در تمام مدتي که همسرشان به خريدن چيزهاي کوچک مشغول است، براي خريد کالاي گران‌قيمتي که به آن احتياج دارند تحقيق و پس انداز مي‌کنند و معمولا دوست دارند حسابي صبر و پس‌انداز کنند و بعد گزينه‌اي که در بازار موجود است را بخرند.
 
مردها به برچسب قيمت نگاه مي‌کنند
بله! براي همسرتان مهم است که شما چقدر پول خرج مي‌کنيد. اگر چنين برخوردي را از او ديديد، عصباني نشويد و به خساست متهمش نکنيد، درحالي که شما قبل از ديدن برچسب، به زيبايي و تناسب آن لباس توجه مي‌کنيد، همسرتان قبل از ديدن خود لباس، به اين فکر مي‌کند که آيا قدرت خريدش را دارد يا نه، درحالي که شما ممکن است براي خريدن چيزي که دوستش داريد، از احتياجات ضروري ديگرتان صرف‌نظر کنيد، مردها معمولا براي خريدن يک کالاي گران‌قيمت، مدتي پس‌انداز کرده و از چند ماه قبل مقدمات تهيه آن را فراهم مي‌کنند. شايد همسرتان به اين دليل ديگر با شما خريد نمي‌آيد که پيش از اين با ديدن اين رفتار، او را به خساست متهم و بساط قهر و دعوا را فراهم کرده‌ايد.
 
مردها براي خريدهاي کوچک وقت زيادي نمي‌گذارند
اگر به همسرتان بگوييد «امروز برويم خريد! به يک گوشواره بدلي سياه احتياج دارم» قطعا شوکه مي‌شود. از نظر يک مرد، وقت گذاشتن براي خريد، يعني تهيه کالاهاي ضروري. کمتر مردي حاضر مي‌شود تنها براي ديدن مغازه‌ها و نشان کردن جنس‌ها براي آينده به مغازه برود. اگرچه شما تهيه يک جوراب را هم خريد به حساب مي‌آوريد، همسرتان ترجيح مي‌دهد نيازهايش را روي هم جمع کند و بعد براي خريد کردن وقت بگذارد. شايد شما براي خريد يک دست لباس، چندين روز وقت صرف کنيد اما همسرتان معمولا کل خريد‌هايش را روي هم جمع مي‌کند و در يک يا 2 روز آنها را انجام مي‌دهد.
مردها معمولا اولين چيزي که چشمشان را گرفته است را مي‌خرند و به اينکه ممکن است انتخاب‌هاي بهتري هم وجود داشته باشد، فکر نمي‌کنند. مردها خريد گروهي را دوست ندارند و از اينکه نظرهاي متفاوت آنها را گيج کند و به خريدن چيزي که دوستش ندارند مجبورشان کند، بيزارند.
 
مردها براي خريد کردن غرورشان را نمي‌شکنند
اگر از همسرتان بخواهيد چند عدد گوجه بخرد و تاکيد کنيد که به ميزان بيشتري نياز نداريد، مطمئن باشيد اتفاقي که انتظارش را داريد، نمي‌افتد. همسر شما اين بار هم با 2 کيلو گوجه و چند پاکت ميوه ديگر به خانه برمي‌گردد و به اينکه به آنها نيازي نداريد، توجهي نمي‌کند.
 
اگر با او به مغازه‌اي که حسابي تخفيف مي‌دهد هم برويد، هيچ تلاشي براي چانه‌زدن نمي‌کند و در ايده‌آل‌ترين شرايط به گفتن اينکه «تخفيفش را هم لحاظ کنيد» اکتفا مي‌کند. با ديدن اين اتفاق‌ها عصباني نشويد و بيهوده تنش ايجاد نکنيد.
مردها گمان مي‌کنند کم خريدن به معناي بي‌پولي و چانه زدن به معناي شکستن غرور است. آنها گاهي به دليل رودربايستي با مغازه‌داري که بسياري از لباس‌ها را برايشان از قفسه بيرون کشيده، لباسي که نه به آن علاقه و نه نياز دارند را مي‌خرند تا شرمنده صاحب مغازه نشوند. در مقابل شما هنگام ميوه خريدن، قطعا نياز خود را بررسي مي‌کنيد و هنگام لباس خريدن، تنها چيزي را مي‌خريد که با دل و جان دوستش داريد و معمولا اهميتي به احساسات مغازه‌دار هم نمي‌دهيد.
 
مردها به تنهايي خريد مي‌روند
درحالي که شما براي خريد يک مانتو، گروهي از دوستانتان را جمع مي‌کنيد و از اين اتفاق به عنوان يک برنامه تفريحي ياد مي‌کنيد، همسرتان معمولا دوست دارد به تنهايي يا تنها با حضور شما به خريد برود.
اگرچه شما دوست داريد چند نظر را براي لباسي که امتحان کرده‌ايد، بپرسيد و مطمئن شويد که بهترين انتخاب را کرده‌ايد، همسرتان معمولا اولين چيزي که چشمش را گرفته است را مي‌خرد و به اينکه ممکن است انتخاب‌هاي بهتري هم وجود داشته باشد، فکر نمي‌کند. مردها خريد گروهي را دوست ندارند و از اينکه نظرهاي متفاوت آنها را گيج کند و به خريدن چيزي که دوستش ندارند مجبورشان کند، بيزارند.
 
مردها به فصل حراج توجهي نمي‌کنند
اگر به خاطر حراج‌هاي پايان فصل، همسرتان را موظف کرده‌ايد که هر روز با شما در پاساژ‌ها قدم بزند، احتمالا تنش‌هاي زيادي را در اين چند روز به او وارد کرده‌ايد. واقعيت اين است که مردها به فصل حراج اهميتي نمي‌دهند.
 
آنها فقط زماني خريد مي‌روند که به چيزي احتياج داشته باشند و اين تفکر که شايد در يکي از پاساژ‌ها يک جنس غيرضروري ارزان پيدا کنند و بعد از چند روز گشتن همراه با سرگرداني آن را بخرند را نادرست و حتي آزاردهنده مي‌دانند، پس اگر همسرتان در مقابل اين خواسته شما، واکنش ناخوشايندي نشان داد، ناراحت نشويد. مردها از خريد بي‌هدف و غيرضروري بيزارند.
 
مردها از پاساژ رفتن بيزارند
درحالي که شما دوست داريد براي انتخاب يک لباس يا کالا، مغازه‌هاي بسياري را ببينيد و تک‌تک چيزهايي که از نظرتان ارزش خريدن را دارد امتحان کنيد، همسرتان دوست دارد ساده‌ترين و کوتاه‌ترين راه را براي خريد کردن انتخاب کند. او ترجيح مي‌دهد وسايل موردنيازش را آنلاين بخرد يا به مغازه‌اي که هميشه از آن خريد مي‌کند، برود و با اينکه انتخابش محدود باشد هم مشکلي ندارد. آنها حاضر نيستند با اين «احتمال» که ممکن است کالاي موردنظرشان را پيدا کنند، يک روز تمام را به خريدن يک وسيله اختصاص دهند.
منبع : جام نيوز
DESIGN BY SOORI
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای مدیران این سایت محفوظ می باشد